ادبیات سال سوم راهنمایی
سحرگه به ره یکی پیر دیدم سوی خاک خم گشته از نا توانی بگفتم چه گم کرده ای اندر این ره؟ بگفتا جوانی، جوانی، جوانی!!! ۱-چهار بيت تخلص از چهار شاعر بنويسيد. سعديا مرد نکونام نميرد هرگز مرده آنست که نامش به نکويي نبرند حافظا ترک جهان گفتن طريق خوش دليست تا نپنداري که احوال جهانداران خوش است اي سنايي خواجه جاني غلام تن مباش اي سنايي عاشقي را درد بايد درد کو ؟ شمس تبريز در آن صبح که تو در يابي روز روشن شود از روي چو ماهت شب تار یوسف گم گشته باز آیدبه کنعان غم مخور کلبه ی احزان شودروزی گلستان غم مخور سرانجام حضرت یوسف از شهر باز خواهندگشت وناراحتی ها تمام خواهدشدوبارسیدن اوغم ها خواهند رفت وهمه شادخواهندشد. ای دل غم دیده،حالت به شوددل بدمکن وین سرشوریده، بازآیدبه سامان غم مخور ای دل غمگین ، بدبین مباش وامیدوارباش که اوضاع واحوال تو بهتر خواهدشدوآشفتگی و پریشان حالی تو ازبین خواهدرفت. -درجمله های زیر معنای واژه وعبارات مشخص شده را بنویسید. الف)شرنخواهی،بدی بگذار.( یعنی بدی نکن) ب)رسول خدامیفرماید:"حلال نیست ازبرادر مسلمان بیش از سه روز زبان باز گرفتن". (یعنی صحبت نمکردن-قهرکردن) ۱- پنج نمونه از واژه هاي غير ساده را از متن درس بيابيد و آن ها را به اجزايشان تقسيم کنيد . عاقبت انديش : عاقبت + انديش خبر دار:خبر + دار همرهان : هم + ره + ان دور انديش : دور+ انديش همسال : هم + سال 

:::ادامه مطلب:::
:::ادامه مطلب:::
:::ادامه مطلب:::
:::ادامه مطلب:::


